نماهنگ غزل هاتو فقط با چشم دل دیدم
نمی دونی تو باغ دل برات عیدونه گل چیدم
میخوام اینبار بگم اینجا زهرچی شعر دلگیرم
ولی تو فکر فردامم نگوییم شعر میمیرم
میگم امشب بدونی تو نباشی زهر مینوشم
نگا از دور معلومه , لباس قهر بر دوشم
غریب و خسته و زارم دلم بدجوری دلتنگه
میخوام واست بگم امشب ,کمیت شهر میلنگه
یکی میاد همه ایراد ,هجا بالا و پایین شد
همه استاد شدن حالا ,تحجر دیگه آیین شد
کمی از وزن شعر تو ,یجورای کمه استاد
ببخشید بیت آخر رو ,میشه اینجوری تغییر داد
نگی بدجوری گیر دادم ,اخه شعرت بسی زیباست
ولی راهت با دیدارت نبوده قافیه ,بی جاست
بیا تا مهربانی را, برای هم کنیم تفسیر
اگه شعرت داره ایراد ,بیا با هم بدیم تغییر
یه وقتایی تو شهر شعر, دلم می خوادبرم گم شم
درود بر همشهریان بزرگوار:
عزیزان و بزرگواران ، مدتی است سایت برای تکمیل طراحی و امکانات آفلاین شده و یا محدودیت به وجود می آورد ، چاره نیست ، امروز 400 نفر هستیم و یک سال بعد 4000 نفر امروز را به مهر ببخشید تا فردای شهرمان را زیباتر سازیم ...
بنده طراح نیستم ولی چون طراح شهر شعر جناب آقای کابلی ما را به دلیل ترافیک زمانی کارشان تنها گذاشته اند بردباری و مهر شما ، خادمان شهر را به طراحان وب سایت مبدل ساخته ، باشدکه این آرزوی خادم شهر را به یاد دارید مصداق هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد!!!
كاش می شد رستمی در كار بود
زال و سیمرغی در این بازار بود
كاش می شد آرشم در راه بود
با كمان و تیر غم چون آه بود
كاش می شد كاوه بی باك بود
در بازار بورسِ غم و درد و
دلتنگی ؛
دستی بالاتر از دست ما نیست!
وقتی با زور و نهیب
از فکر درمانده تراوَد چند خط...
نه خدا را خوش می آید
نه مخلوقِ خدا و
نه خودم!
حنجره ام
از درد پنجره شد!
هیچ دیواری
رگ به رگ نمی شود چرا ؟...
***
وقتی آرزوهایم
قصد بازگشت نمودند
دیگر آلزایمر گرفته بودم!
***
اگر غمباد بگیرم
نماز دردها قضا می شود!...
***
- پژواره -
تقدیم به
نفسِ تازه ی جناب آقای طاهــــــــر فـــــــــــــــــــــــــــــــرجـــــــــــــــــاد عزیز و![]()
—
[ فریاد من همه گریز از درد بود ]
http://zhar.blogsky.com/