و رد پای تو مانده است در دیار دلم
چقدر جای تو خالی است در كنار دلم
بنفش!صوت حزین شكایتی كه ،نرو!
و سبز هجرت امواج بیقرار دلم
در آستانه ي عادت اگر چه بی كس ماند
ولی هنوز عزیز است نوبهار دلم
غروب و غربت و این آسمان بی روزن
حكایتی است كه ماندم!خودم به كار دلم
دلم كه پیش خودم نیست! از چه می گویم؟
چه جای گریه و اندوه ؟ بر مزار دلم
صفای عزلت پاكی مرا بس است،آری
دوامی از تب عشق است یادگار دلم