یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
خانه

جمعه بازاريست
كاغذ پاره هاي دفتر شعرم
حراج گذاشته ام !!!
پشيزي دربساط نيست
سراسيمه فريادسردهم
حراجي ، حراج شعر
ارزان ميدهم ، بيا !
دوبيتي وغزل، رباعي وچارپاره ، شادي وغم ...
باكهنه كتاب غزل هم تعويض كنم !
خريدارش نيست !
غيرازنگاه هاي منجمد
امابي كنكاش وبااشتياق ، بقال سرِگذر
ارزان ميخرد !!!
روحم درپرواز، شكوفاست باورم !
كه فردا
هل هله ي مردم درپشت شيشه هاي كاسب
ميخوانندوتحسين كنند برقلم شاعرَش
بايددوباره نوشت ، به حراج گذاشت !
امابگذارمن هم درخيل جمعيت
نظاره گر باشم ! چگونه بقال را سكه باران ميكنند؟
ليك آهم  فغان سردهد!
خاموش ميشوم وُزانوبه سينه!
هربرگ دفترم
بسته بندي شده باخرت وپرت ، تلنبارگوشه ي دكان !
چه شورزاربودخاطرم !!!
s@rv

دفتر شعر: 
شناسه شاعر: 
كريم لقماني (s@rv)
آیا تمایل دارید سروده شما نقد شود؟: 
خیر
6
متوسط: 6 (2 امتیاز )