یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
خانه

 

ساعتِ قدیمیِ خونه ما

از غمُ تنهایی آروم خوابیده

گُل گلدونِ رو طاقچه خشکیده

انگاری یکی نمک روش پاشیده

دلم از تنهاییام خسته شده

نمی تونم دیگه طاقت بیارم

پُرِ بغضم کاش میشد که بی هوا

مثل ابرای بهاری ببارم

هیچ کی پیدا نمیشه تو غربتم

دست احساس نگامُ بگیره

هیچ کی همدمم نشد تا دل من

روزی صد بار واسه چشماش بمیره

دلم از تنهاییام خسته شده

نمی تونم دیگه طاقت بیارم

ای خدا یه کاری کن که قلبمُ

یه جایی یه گوشه ای جا بذارم

دفتر شعر: 
شناسه شاعر: 
حمیدرضا عاشوری
آیا تمایل دارید سروده شما نقد شود؟: 
بلی
4
متوسط: 4 (2 امتیاز )