یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
خانه
هنگامی که دانش ،چکش شد و میخ چشم بینش کرد
هنگامی که تمدن، هر روز سرخی پوست سیب را کند و رسید به سفید
وهنگامی که شدت روشنی فکر،برابر با کوری ِ تاریکی مطلق شد
تو چه می پنداری؟
این روزها شعر نمی خوانند
شاعرش را میکاوند
که آیا
هنگام راه رفتن ،دست راستش با پای چپ
و دست چپش با پای راست در حرکت است؟
و اگر بایستی از رویت عبور میکنند
و اگر دراز بیفتی
دستت را نمیگیرند
تنها شرح حالت را شاعرانه میکنند
واگر ظلمی را هوار بکشی،لابه لای هورایشان گم میشوی
ای دانای محدود
شاید آخرین روزش« حر» باشد
کسی که بر او می نالی
دفتر شعر: 
شناسه شاعر: 
محمد درویشی
آیا تمایل دارید سروده شما نقد شود؟: 
بلی
6
متوسط: 6 (2 امتیاز )

سروده های شاعر