بزرگ بانوی دردآشنای ادب و هنر و روشنگری دکتر سیمین دانشور- همسر مرحوم جلال آل احمد - که رحمت خدا بر او باد!- نیز از میان ما رفت و ساحت اندیشه و قلم را سوگوار ساخت.
یادش گرامی باد
درود بر همشهریان بزرگوار:
عزیزان و بزرگواران ، مدتی است سایت برای تکمیل طراحی و امکانات آفلاین شده و یا محدودیت به وجود می آورد ، چاره نیست ، امروز 400 نفر هستیم و یک سال بعد 4000 نفر امروز را به مهر ببخشید تا فردای شهرمان را زیباتر سازیم ...
بنده طراح نیستم ولی چون طراح شهر شعر جناب آقای کابلی ما را به دلیل ترافیک زمانی کارشان تنها گذاشته اند بردباری و مهر شما ، خادمان شهر را به طراحان وب سایت مبدل ساخته ، باشدکه این آرزوی خادم شهر را به یاد دارید مصداق هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد!!!
دوستان عزیز در این پست 31 وزن از مشهورترین اوزان شعر کلاسیک به همراه یکی از مشهورترین اشعاری که بر آن وزن سروده شده سعی کردم جمع آوری کنم.شاید برایتان جالب باشد.اگر شعری مشهورتر در هر کدام از اوزان سراغ دارید حتما معرفی کنید.(در این پست اول اوزان مثمن -هشت تایی و بعد مسدس-شش تایی را آورده ام و ترتیب خاص دیگری ندارد و سلیقه ای چیده شده اند )
--------------------------------------------------
وزن اول
--------------------------------------------------
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن(هزج مثمن سالم)
الا یا ایها الساقی ، ادر کاسأ و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
(حافظ)
--------------------------------------------------
وزن دوم
--------------------------------------------------
چشم من بر این جهان خوش آمدی
باز کن چشمت نهـــان خوش آمدی
اشک شوقم خش شد بر دیده ام
رودخانه آرام است
قایقی در آن است
کلبه ای چوبی در کنار آن
پلی روی رودخانه که میرسد به آن
بادها در لابه لای درختان می چرخد
برگها در لابه لای بادها می رقصد
آسمان ابری است
باران در راه است
صدای پرندگان می آید
صدای خوردن باد بر بال آنها می آید
آرام و تنها در آنجا نشسته ام
باد سردی صورتم را نوازش می کند
قطره قطره باران بر رودخانه می افتد
و آرامش آب را به هم میزند
چه طبیعت زیبای
چه بوی بارانی
چه نوازش خوشی
درنگاهت چه نشسته ...
ای سراسیمه شکسته
دل به امید کدامین سفر حادثه بسته
سالها خود ننمودی
همه در دیده سرودی
غزل گریه به اندوه کشاندی
راز چون دخترک شرم
درون صدف سینه نشاندی
چشم درراه که شاید
برسد لحظه باید
جاده خالی ...
نه صدایی
نه مسافر خرابی
آنکه دل برد به یغما
چه خبر دارد ازاین قصه و سودا
شعله داغ نگاهت ...
سوز دلسوز ندارد
این همه لحظه ی انتظار بیهوده
گلم ... سود ندارد
عشق یک سویه که درهیچ دلی اثر ندارد
مهر بلبل به گل سنگ سیه ثمر ندارد
تقدیم به بسیجییان جبهه های خون،آتش، شهادت:
به ویژه برادرم حاج صادق آهنگران "مداح جنگ تحمیلی"
از خداوند متعال خواستار بهبودی وضعیت ایشان هستم.
مادر بگیرم دستهای مهربانت
گردم فدای روی ماه و نازنینت
من عاشقانه می گذارم سر به کویت
تا که بگیرم نور ز روی مه جبینت
مادر چه زیباست اون نگاه مهربونت
بوسه زنم بر دستهایت عاشقانه
هرشب دعا گوی توهستم تا نبینم
من اشک ها و دردهایت را به خانه
مادر برایم بهترین همدم تو هستی
باشد الهی سایه ایت روی سرما
از کدوکی درخاطرم مانده که مادر
تو می کشیدی شانه بر موی سرما
مادر پناه بی پناهی ها تو باشی
تومرهم غم ها و دردهایی مادر
بر قلب خود نامت را جاودانه نوشتم
تا بی نهایت تو به یادهایی مادر